|

نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو
تاريخ تولد: نوامبر1972
مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا
لئوناردو دي کاپريو ،پديده چند سال اخير هاليوود که به سرعت پله هاي شهرت و محبوبيت را راطي کرد ، در يازدهم نوامبر 1972 به دنيا آمد . او بازيگري را در سال 1991 و با حضور در فيلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فيلم پويزن آيوي در سال 1993 ادامه داد و بعد از اين دو نقش کوتاه بود که بخت به او روي کرد و هنگامي که براي بازي فيلم زندگي اين پسر تست داد و توجه رابرت دنيرو جلب کرد و براي بازي در اين فيلم انتخاب شد . به اين ترتيب لئوناردو نه تنها نخستين نقش قابل توجهش را در فيلم مطرح بدست آورد بلکه اين فرصت را هم پيدا کرد تا در برابر بازيگر محبوبش ، رابرت دنيرو قرارگرفته و از او بسيار بياموزد . او بلافاصله بعد از اين فيلم براي ايفاي نقش برادر عقب افتاده جاني دپ در فيلم چه چيز گيلبرت را مي خورد ؟ انتخاب شد لئو براي ايفاي اين نقش چهار روز خودش را دريک بيمارستان رواني زنداني کرد و تلاش زيادي براي اجراي بهتر آن انجام داد که حاصل بازي درخشانش نامزدي جايزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازيگر نقش مکمل بود. بسياري اين فيل را درخشانترين کار او در بين 13فيلمي که تا به حال بازي کرده مي دانند .او پس اين عليرغم اعتباري که نامزدي جايزه اسکار برايش به ارمغان آورده بود چند سالي در دوران افول را مي گذراند و درچند فيلم بي ارزش و کم فروش ظاهر شد که در اين تنها استثنا فيلم چابک دست مرده ساخته سم ريمي (1996) است . او در اين فيلم نقش هفت تير کش جواني را در برابر شارون استون بازي مي کند و در اواخر فيلم توسط پدرش که کلانتر است (جين هکمن) کشته مي شود . شارون استون او را براي بازي در اين فيلم پيشنهاد کرد و اولين رويکرد او به سينماي تجاري هاليوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار ديگر رابرت دنيرو به سراغ ديکاپريو مي آيد . اوکه تنها تهيه کننده فيلم اتاق ماروين است در آن بازي هم مي کند ، نقش يک جوان شرور و غير قابل کنترل را به او پيشنهاد مي کند اين فيلم يکي ار کارهاي قابل توجه لئو است که در برابر بزرگاني چون مريل استري ،دايان کيتون و دنيرو بازي درخشاني ارائه داد.
سرانجام در سال 1997 لئو دو بازي در دو فيلم رومئو و ژوليت شکسپير و تايتانيک تبديل به محبوبترين و گرانترين بازيگر جهان مي شود . رومئو و ژوليت اثر غير متعارف و برداشتي پست مدرنيستي ازداستان معروف شکسپير است که در يمن کارگرداني خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازي خوب لئوو کلر دنيز به موفقيت زيادي رسيد. هنوز موج موفقيت اين فيلم فروش نکرده بود که تايتانيک جيمز کامرون عالم سينما را زير و رو کرد. لئو در کنار کيت وينسلت تصوير حماسه عظيم کامرون شد تا با استفاده از موفقيت فراوان هنري و تجاري فيلم به اوج برسد . ديگر تمام جهان لئو را مي شناختند و تنها نام او کافي بود که ميليونها نفر را به سالن هاي سينما بکشد . پس از تايتانيک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فيلم مردي با نقاب آهنين اکران شد که فيلمي متوسط بود . ديکاپريو هم علي رغم بازي در دو نقش تقربيبا متضاد بازي متوسط داشت.
يکي از آخرين فيلم هاي ديکاپريو شهرت ساخته وودي آلن است. او در اين فيلم نقش کوتاه يک بازيگر جوان و محبوب هاليوودي را دارد که به نوعي هجو خود اوست . به هر حال حتي با وجود شکست نسبي دو فيلم آخرش او هنوز در اوج است و تبديل به اولين بازيگري شده است که دستمزدي بالاي 20 ميليون دلار به او پيشنهاد شده است، آن هم با اين سن و سال کم |